السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
151
تفسير الميزان ( فارسي )
اين منظور هم در كار باشد باز مىتوانست مذكر بياورد ، و بفرمايد « بما كسبت رهين » براى اينكه صيغه فعيل در صورتى كه به معناى مفعول باشد مذكر و مؤنث در آن يكسان است ، هم در مذكر مىآيد و هم در مؤنث ، بلكه اين كلمه اسمى است به معناى رهن ، مثل اينكه كلمه « شتيمة » اسم شتم است ، گويا فرموده : « كل نفس بما كسبت رهن » « 1 » . و معناى جمله بنا به گفته وى اين است كه : « هر نفسى در گرو است ، با آنچه كه كرده ، و يا به سبب آنچه كرده ، و يا در مقابل آنچه كرده است » . و گويا عنايت در « رهينه شمردن هر نفس » اين بوده كه خداى تعالى اين حق را به گردن خلق دارد كه با ايمان و عمل صالح او را بندگى كنند ، پس هر نفسى از خلق نزد خدا محفوظ و محبوس است ، تا اين حق و اين دين را بپردازد ، حال اگر ايمان آورد و عمل صالح كرد از گرو در آمده آزاد مىشود ، و اگر كفر ورزيد و مرتكب جرم شد و با اين حال مرد ، هم چنان رهين و براى ابد محبوس است ، و اين يك نوع رهين بودن است ، غير آن نوع ديگر كه آيه « كُلُّ امْرِئٍ بِما كَسَبَ رَهِينٌ » « 2 » متعرض آن است و ما فرق ميان دو نوع رهين بودن را در سوره طور بيان كرديم . گفتيم آيه قبلى انذار را تعميم مىداد ، اين آيه علت آن تعميم را بيان مىكند ، چون وقتى نفس انسانى رهين كرده هاى خود باشد ، قهرا هر نفسى بايد از آتش قيامت كه او را در صورت مجرم بودن و پيروى حق نكردن در آن حبس مىكنند دلواپس باشد كه ، همين دلواپسى تقوى است . * ( « إِلَّا أَصْحابَ الْيَمِينِ » ) * « اصحاب يمين » كسانى هستند كه در روز حساب نامه عملشان را به دست راستشان مىدهند ، و اينان دارندگان عقايد حق و اعمال صالح از مؤمنين متوسط الحالند ، كه نامشان به عنوان « اصحاب اليمين » در مواردى از قرآن كريم مكرر آمده و به همين جهت استثناى مورد بحث استثنايى است متصل . و آنچه از مجموع « مستثنى منه » و « مستثنى » استفاده مىشود اين است كه نفوس داراى عمل به دو قسم تقسيم مىشوند ، يكى نفوسى كه رهين به كرده هاى خويشند ، و اين نفوس مجرمين است ، و دوم نفوس آزاد شده از رهن ، و اين نفوس اصحاب يمين است ، و اما « سابقون مقرب » ، يعنى آنهايى كه خداى تعالى در بعضى از موارد كلامش قسم سوم براى دو
--> ( 1 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 654 . ( 2 ) هر انسانى رهين خير و شرهايى است كه انجام داده . سوره طور ، آيه 21